به مناسبت سومین روز درگذشت جوان ناکام خدابس ...
این اسم خدابس خیلی برام جالب بود. تصورم اینه که ننه اش اینقدر زاییده که دیگه آخرش تقاضا کردن از خدا که دیگه بسه و این آخریش باشه.نگو مشکل از یه جای دیگه است و این دیگه دست خدا نیست و مربوط به خودشونه...
یه اسم باحال دیگه هم داریم تو اداره که کلی سوژه شده تو اداره. یه پزشکی با تامین اجتماعی قرارداد داره که اسمش ویکتور کیا... هست.همه تو اداره ویکتور هوگو صداش میکنند. مثلا وقتی موقع تحویل و حساب کتاب نسخه های اون میشه صدا میزنن نسخه های ویکتور هوگو رو ندیدید؟ما هم که منتظر این جور سوژه هاییم.حالا این آقای دکتر اسم بابا ننه اش موسی و زهراست. موندم رو چه حسابی اسم پسرشون رو ویکتور گذاشتند. هرچند به ما هیچ ربطی نداره ولی برام خیلی جالبه بدونم علت این انتخاب چی بوده./فکر کنم آخرش زنگ بزنم به موبایلش و ازش بپرسم که اونم از بابا ننه اش بپرسه.اینااااااااااااااااا
يه دل مي گه ميميرم بي نفس
يه دل مي گه برم و يه دلم مي گه خو کن به قفس
يه دل مي گه پر رنگ و رياست
يه دل مي گه اينه روياي ماست
يه دل مي گه بگم و يه دلم مي گه فردا بمان
يه دل مي گه پر از عشقم هنوز
يه دل مي گه که بساز و بسوز
سر کن بي فروق خو کن به دروغ اين عمر دو روز
يه دل مي گه پر از عشقم هنوز
يه دل مي گه که بساز و بسوز
سر کن بي فروق خو کن به دروغ اين عمر دو روز...
يک بوم دو هوا خستم به خدا
نمي خوام و مي خوام بشم از تو جدا
روياي عزيز ترديد و گريز
بي عشق نمي تونم به خدا
يک بوم دوهوا خستم به خدا
نمي خوام و مي خوام بشم از تو جدا
روياي عزيز ترديد و گريز
بي عشق نمي تونم به خدا
سلطان قلبم بي تو سرابم
الوده ي فکر ناجور و ترديد
برگرد و از من عشقي بنا کن
کانون روحم به عشق تو لرزيد
يه دل مي گه نشو عاشق کس
يه دل مي گه ميميرم بي نفس
يه دل مي گه برم و يه دلم مي گه خو کن به قفس
يه دل مي گه پر رنگ و رياست
يه دل مي گه اينه روياي ماست
يه دل مي گه بگم و يه دلم مي گه فردا بمان
يه دل مي گه پر از عشقم هنوز
يه دل مي گه که بساز و بسوز
سر کن بي فروق خو کن به دروغ اين عمر دو روز
يه دل مي گه پر از عشقم هنوز
يه دل مي گه که بساز و بسوز
سر کن بي فروق خو کن به دروغ اين عمر دو روز
اين عمر دو روز...
عاشق این آهنگ و بیشتر متنشم...

