تبليغاتX
دخترک آوازه خوان - ساده تر از همیشه
وای چی شد به این روز و این روزگار افتادم؟

خودمم نمیدونم. یه دفعه اومد و همه چی رو تو خودش پیچید و نابود کرد و رفت.من موندم هاج و واج و انگشت ه دهن که چرا اومد؟ چرا نموند؟ چرا رفت؟ جواب همه این سوالها رو باید یکی بهم بده وگرنه دیوونه میشم. هرروز کارم گریه است. هر روز دلتنگ تر از همیشه ام. هر روز بغضی غریب راه گلوم رو میبنده و بعد آروم آروم به صورت اشک از چشمام روی گونه هام میغلته. لامصب دیوونه میکنه. دیوونه میگم و دیوونه میشنوی.یعنی میشینی ساعتها و روزها فکر میکنی و بعد هم نتیجه میگیری ولی عملت با نتیجه ات یکی نیست. میدونی خریته، میدونی حماقته، میدونی نادانی محضه ولی خلاف جهت آب شنا میکنی و میری.میرینی تو خودت و همه حال و احوالت ولی حاضر نیستی بی خیال شی. میمیری روزی هزار بار و خلیـت رو به انتها میرسونی و میری تو دنیای ملنگ ها و ...خل ها ولی هنوز پایه ای. هنوز  دلت با عقلت یکی نیست.حتی به سرت میزنه دیندار واقعی شی شاید ازین غم رهایی پیدا کنی و رهاااا شی. میری قران دست میگیری. چادر تو خونت پیدا نمیشه نماز بخونی ولی تو دلت نیت نماز خوندن میکنی شاید آروم شی.یه کمی کمکت میکنه.ولی هنوز رها نشدی. هنوز تا رها شدن خیلی راه داری. به هزار شکل سعی میکنی خودت رو سرگرم کنی،بی خیال شی ولی نمیشه. چه لامصبیه این درد که درمانش نیست. هر روز هزار بار میگی ای کاش.... هر روز هزار بار طلب کمک از خدات میکنی ولی نه. هنوز معجزه ای رخ نداده. نمیدونی رخ میده یا نه؟ هنوز کمک میخوای و هنوز تنهایی. خودت و خدات و دردی که میکشی و کسی نیست ممدی برسونه. خیلی تنهایی. نیستی ولی حس تنهایی داری و هیچکی رو محرم نمیدونی.خودتی و خودت....

نوشته شده توسط دخترک آوازه خوان در دوشنبه 21 اردیبهشت1388 ساعت 12:33 بعد از ظهر | لینک ثابت |

www.nantes.blogfa.com

Free counter and web stats